تبليغاتX
گاهیانه نگاری

بالاخره رفتم ماسوله

جداً لذت بردم.اونقدر زل زدم به این ور و اونور که بعد از ظهر -موقع برگشت- چشم هام داشتند از درد منفجر می شدند. اصلا یادم رفته بود که دوربین همراهمه!

  • عاقبت بی جنبگی و بی ظرفیتی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 0:19  توسط جنجیل  | 

سلام

...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 22:56  توسط جنجیل  |