تبليغاتX
گاهیانه نگاری

 

 

 

این روز ها خیلی دلتنگت هستم. دلتنگ تو ،دلتنگ حبیب.

انگار که حبیب را هم با خودت برده باشی.انگار که وقتی رفتی دست او را در دست داشتی!

هیچ احوال خوشی ندارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 17:26  توسط جنجیل  | 

 

 

این روز ها دلم بد جوری می ترسد -شور می زند-نگران است

نگران...

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 15:58  توسط جنجیل  | 

 

 

نمی دانم از این پس روز های دلتنگی چطور خواهند گذشت...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 18:9  توسط جنجیل  | 

 

 

دیشب با صدای رعد و برق یه بارون محشر شروع شد...

الان هم صداش می آد

گوش کن... می شنوی؟؟

 

.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 14:58  توسط جنجیل  | 

 

 

بعد از یک امتحان دوست نداشتنی و سخت سر زدن به اینجا می تونه خوشایند باشه!!

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت 12:51  توسط جنجیل  |